سردار حاجیزاده ، عقیق اقتدار برانگشتر ایثار
” آری، تنی خونین در آغوش حرم رفت _ دلا دیدی که حاجیزاده هم رفت؟ ”
ستاره آسمان دلهای عاشق با موج مو شکهای ما فوق صوت به کهکشان رفت و بزم کرو بیان را آراست تانسیم نازش کرانه های آسمان را بگریاند و زمین زمانه بجو ش و خروش وادارد.
عروج عارفانه سردارشهید “سرلشگر امیرعلی حاجی زاده ” گرچه صحرای شادی کشورِ جان را مغموم ، ساحل و صل ما گدایان دولت مهرش را در سایه گرفت اما با اعجاز خون خود و غرش موشها ما فوق صوتش عظمت و قدرت ایران جان را تا اوج عالم ارتقا داد.
هرچند در فراق آن مجاهد معرکه مردانگی کلبه دل در تسخیر غم است اما دورگردون ، شوق کعبه، خلوت شبهای تار و حسرت باغ و صال همچنان افق امید را در عالمِ ایران روشن وهیبت و حراس نامش مبارکش نایره نیستی را نثار اسرائیل غاصب میکند.
” به تعبیر قشنگ حضرت حافظ شیراز ”
درخرابات مغان ” زلف بت و ناقه نور ، مُشک خُتن و باد صبا ، سوزدل و اشک روان ، آه سحر و ناله شب ” همه روئیای نظربازی سرداران اقتدار این مرز وبوم را روایت میکنند .
درغیبت سردارسربداری که شمع محفل عشاق ، غوغای مجلس عرشیان ، تابش خورشید و سعی باد , اشک شفق و لاله داغ لطف ایرانیان شرحه شرحه در آتش فراق میسوزند لکن شلیک موشکهای مرگ او توسط شاگردان با شهامتش به قلب سیاه اسرائیل پرچم پا یندگی ” ایران قوی ” را بر فراز عالم به اوج اهتزازدرآوردند.
” بهشت آغوش خود بگشا که حاجیزاده می آید.
تنی از تارو پود خاکی سجاده می آید ”
روح پرفتوح آن سبز پوش آرش تبارچون بزم بابرکت و سِرّ مگویی است که درک آن فراتر از فهم ساکنان زمین بوده و رمزگشایی از آن مستلزم اتراق بر عرشه ” رعد و فاتح ، سجیل و نازعات ، خرمشهر و شهاب و سفر به بلندآسمانهای ایران پر آوازه است.
ندیدم خوشتر از شعرتو حافظ – به قرآني که اندرسینه داری -با اشک اسف و حِرمانِ هجرت روایت رفتنت را زمزمه کرده و صدایت میکنم که ای مرد عرش نشین ایران : هرچند که سنگ ستم صهیون خبیث آئینه عزت تو را مورد اصابت قرارداده و دست خونين تقدیر زلف امیرِ “علی ” را رنگین و سرای بهشت را آذين بست لکن آه سرد و سُرب داغ ساکنان شهرهای موشکی تو برجان خصم صهیونیست و تنور فتنه خائنان فرودمی آید و لبخند مولایمان را به ارمغان آورده و با مشت مقاومت ارزاني مان میکند
‘سردارِ صدیق سرخ اندیش ‘
غبار غربت و خاک بنشسته بر لباس پاسداری تو در شب حادثه ماجرای تلخ کوچه بنی هاشم. ع . را تکرار و یکبار دیگر قصه پرغصه مظلومیت فاطمه زهرا. س . در فاجعه فدک را در اذهان عمومی عالم زنده نمود.
‘ ای شیربیشه شجاعت !
نقش مؤثرتو در لباس ساده سربازی ترجمه تک بیت حضرت سعدی شیرازی بودکه ” چون ایران نباشد تن من مباد-
دراین بوم و بر زنده یک تن مباد”
ای سبز اندیش سُرخ سخن !
فرهنگ و فراست تو قافیه اشعار ادیبان بزرگ ایران ” حافظ و سعدی، عارف و اصفهانی، بهار و فرخی ، اخوان ثالث و محمد حسین شهریار و قیصر امین پور و حمیدسبزواری ” را به رنگ غیرت و غایت و لاله و لطافت در آورد که فرود پی درپی موشکهای نقطه زن شما بر قلب سیاه لشگر صهیون و پایگاههای جهنمی ” عین الاسد و العُدید آمریکا ” درعراق و قطر زیباترین نماد این افتخار ماندگار است.
و با ترجمه عملی این بیت از شعر خانم ” لیلا حسین نیا ”
وطن بسوزد و من در خروش نباشم –
خداکند بمیرم و و طن فروش نباشم .
درس مؤثر و معتبری به همه خائنان و معاندان و طن فروشان پست فطرت در طول دفاع مقدس ۱۲ روزه بود.
یادت بخیر و خانه خاکت گوارا ای شیر بیشه شهامت ، یل آزاده عالم عشق ، سرباز فداکار ولی زمان و عقاب آسمان آرای خفته درزمین.
بدرود ای سروِ در خون بنشسته بدرود
بدون نظر! اولین نفر باشید