بیایید مرهمی باشیم بر تن سوخته عروس زاگرس/همه از عشق “رسول” الگو بگیریم
عروس زاگرس دیگر تنها برای ایلامیان عروس نیست، دلبری اش با کوه هایی که دست در شانه یکدیگر انداخته و دور او را در بر گرفته، با درختان بنه و بلوطهای مقاوم و سر به فلک کشیده، با لاله هایی که به احترام عاشقان واژگون شده، با دشتهایی که در بهاران از سر سبزی نوازشگر چشمها می شوند و هزاران دیدنی دیگر که قلم از بیانشان عاجز است، برای همه عروسی زیباست.
متاسفانه با عبور از روزهای خوش آب و هوای بهاری این دیار و زیبایی ها و دیدنی هایش، چند سالی است که با رسیدن به روزهای پایانی فصل بهار و استقرار گرمای هوا، شعله های آتش ناشی از لذت کوتاه گردشگران دامن عروس زاگرس را سیاه و خاکستری کرده است.
طبیعتی که اگرچه متعلق به تک تک مردم است، اما با انتشار اولین خبر آتش سوزی در طبیعت زیبای ایلام، آتش این خبر همچون کنده ای نیم سوخته رفته رفته جای جای تن زیبا و دلبرانه عروس زاگرس را می سوزاند.
عروس زاگرس این روزها چشمانش را بر بی مهری گردشگران بسته و تنها سوزش تنش را در اوج غم، با ناله ای در سکوت تحمل می کند، اگرچه شمار این افراد که خواسته یا ناخواسته آتش را در دل مادر ایلام می افکنند اندک است اما همین غفلت موجب شده خبر آتش سوزی عرصه های طبیعی به تیتر یک اخبار رسانه ها تبدیل د دل هزاران طبیعت دوست را به درد بیاورد.
اما غفلت عدم توجه به طبیعت ایلام را نمی توان به عموم مردم با فرهنگ و طبیعت دوست این دیار تعمیم داد، نمونه بارز و مصداق فوران این عشق در وجود “رسول بوسانه” دیده شد، معلول جسمی، حرکتی شدید اهل شهرستان سیروان که سال گذشته پس از مطلع شدن از آتش سوزی طبیعت شهرستان محل سکونتش در ارتفاع سخت گذر قلارنگ، با وجود اینکه از ناحیه پا قطع عضو است اما داوطلبانه راهورتر از دیگران شد.
در حالیکه عامل انسانی به عنوان اصلی ترین علت آتشی که در چند سال گرم گذشته بوته و بلوط زاگرس را به کام آتش کشانده مطرح است اما رسول با وجود معلولیت و نقص عضو از ناحیه پا پس از مشاهده دود و آتش بر فراز ارتفاع های سیروان که دل و دیده علاقه مندان را می سوزاند و کور می کرد با تنها پایش مسافتی سخت و طولانی را طی کرد.
نتیجه اهتمام جانکاه رسول به همراه دیگر کنشگرانی که برای مهار اتش تلاش کردند بر آن بوده که شاید چند بوته، تنه و شاخه کمتر از طبیعت زیبای قلارنگ که ذخیرگاه ژنتیکی گیاهی نام دارد قربانی عمد یا سهو انچه که عامل انسان نام گرفته است شود.
انتشار تصویر این معلول جسمی حرکتی درمهار اتش که می تواند الگویی از عشق به طبیعت باشد بطوریکه در بخشی از تلاشش پیرهنش را برای خاموش کردن شعله ها از تن در می آورد، بازتاب گسترده ای در رسانه های مختلف و فضای مجازی داشت، تصویر او صحنه ای زیبا از احساس مسئولیت، انسانیت و مشارکت را به نمایش گذاشت، اگرچه تصویر به تنهایی نشان نمی دهد که رسول با چه سختی به دامنه و ستیغ قلارنگ افسانه ای رسید.
ترکیب دو عامل تابستان سوزان و تفرج کنندگان به احتمال بی دقت، باعث شده که طی سالهای اخیر اتش مکرر به جان جنگل و مراتع استان ایلام افتاده و ساعتها تلاش برای مهار ان به کار گرفته شود و نتیجه ان از بین رفتن زیستگاه های گیاهی و جانوری استان باشد.
شدت باد همیشگی کوهستان های مرتفع زاگرسی و تراکم انبوه گیاهان خشک به ویژه گَوَن در تابستان گرم زمین را برای تبدیل جرقه ای از دستی اهمالگر به جهنم گیاه و کوهساران جنگلی و مرتعی ایلام مبدل می کند، نه گرمای تابستان را می شود کاری کرد و نه تراکم گیاهان را، اما شاید بشود دست اهمالگر را کمی اموزاند.
بی شک طبیعت زیبا و مدهوش کننده عروس زاگرس موجب شده تفرج کنندگان به سمت او جذب شوند، اما این روزها که تن او در حال سوختن است او تنها مرهم می خواهد، مرهمی از جنس فرهنگ، آموزش و آشتی با طبیعت!
خانم ها مریم چراغیان و سیده زهرا موسوی و جناب اقای سید حرمت الله موسوی مقدم را به چالش نوشتن برای حفاظت از طبیعت دعوت می نمایم …
پویش #نه_به_روشن_کردن_آتش_در_طبیعت
بدون نظر! اولین نفر باشید