یک ایران تو را می خواهد
دهانها همچنان خشک است، قلبها دردمندند و دلها در حال تحمل فراقی هستند که با وجود گذشت چهار روز از واقعه هنوز نه خبر را باور و نه توان به زبان اوردنش را دارند.
تحمل غم آسان نیست انهم در شرایطی که تا امروز بیش از یک هزار فرزند این مرز و بوم در نیرنگ امریکایی، صهیونی نزد امام و مقتدایشان پرواز کرده اند.
در حالیکه نیروهای مسلح اعم از ارتش، نظامی و انتظامی، سپاه، مرزبانی و غیره با دیدگانی اشکبار از غم شهادت رهبرشان درحال دفاع از تجاوز میهن بودند مابقی وفاداران ولایت اعم از زن و مرد و پیر و جوان با زبان روزه ساعتی پس از اعلام این خبر و بدون توجه به شرایط جنگی سیاهپوش به خیابانها رفتند و جای جای ایران با سیل جمعیتشان به سوگواری و عزاداری تبدیل شد.
غم از دست دادن بزرگترین پشتوانه زمینی، امام و رهبر که همچون پدر معنوی برای ایرانیان بود کوچک نیست، آنقدر سنگین است که تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا را به باد فراموشی داده و همگان بیقرار او هستند.
پخش تصاویر از سوگواری ایرانیان سند محکمی بر عشق ملت به رهبر و پیشوایشان است، جلوه های عشق به رهبری دیدن دارد، از هزاران کودکی که عکس آقا را گرفته و در میان جمعیت قطرات اشکشان به انها امان نمی دهد تا میلیونها زن و مردی که با آه و ناله در حال سوگواری و درد و دل با آقا هستند.
“من فقط عکس آقا را دیده ام”، جمله یکی از بانوان عزاداران است که می گوید: اگرچه افتخار دیدار آقا را نداشته ام ولی با همان عکس در این مدت زندگی کرده ام، با او حرف می زدم و از خدا می خواستم به حق جدش نگهدارش باشد ولی افسوس…
“خون فرزندم را به رهبر شهید و کشورم تقدیم میکنم”، جمله درخشان و ماندگار یکی از مادران شهدای تجاوز دشمن است که فقط یک عاشق وطن آنرا درک می کند.
غم سنگین و جملات دردناک فراق فراوان است، ایران عزادار است و با هیچ مرحمی دلها آرام نخواهد گرفت چراکه یک ایران فقط او را می خواهند…
بدون نظر! اولین نفر باشید