بوسه بر زیر پای آسمان
آزاده خرم/ تنور نانوایی گرمای خود را به سحر سرد اسفند میبخشید و «طاهر بیرانوندی الوار» سرگرم آماده کردن نان روزانه مردم بود، چند ساعت پیش در صحبت با تنها پسرش از مأموریتی شنیده بود که پیش رو داشت، هنوز آفتاب سر نزده بود که صدای در خانه خبر تلخی با خود آورد، شهادت پسری که چراغ خانواده و امید سالهای پیری پدر و مادرش بود.
شبهای ایلام روایت بیداری و همدلی در هوای بهاری
آزاده خرم/شبهای بهاری ایلام با گردهمایی مردمان به محفل مقاومت و پایداری و همدلی تبدیل شده است، مردمانی که گرد هم میآیند تا روایتی زنده از عشق به وطن و پیوندی ژرف از انسجام و اتحاد شکل دهند.
غیرت پشت غیرت
آزاده خرم\ تجاوز به وطن برا هر فرد عاشق وطن سخت است، آنقدر سخت که با هر خبر آن دلت فشرده شده و درد می گیرد، قلبت به تپش می آید، انگشتانت را در دست مشت و اماده کوبیدن کرده و غمی سنگین ولی توام با غیرت سراسر وجودت را دربرمی گیرد.
تو نه فرزند بهزیستی بلکه افتخار مایی
آزاده خرم/ماجرای حمله ناجوانمردانه و هولناک به ناوچه دنا و هدف گرفته شدنش با عروج همیشگی شماری از نیروهای دریایی ارتش، تلخ ترین اخبار روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی به میهنمان بود.
برای رایان عزیز/مشت تو پناهگاه ایران خواهد بود
آزاده خرم/ چشمانم را ناباودانه به طرح بال فرشته تو دوخته ام و دل از آن نمی کنم، بی اختیار اشکم سرازیر شده و بند نمی آید، خدا میداند انگار در آغوش من بوده ای و حالا همچو مادری بیقرار جایت را حسابی با دلی غم بار حس می کنم...
یک ایران تو را می خواهد
آزاده خرم/هنوز خبر را باور نداریم، سحرگاه رمضانی که به غمبارترین ضیافت تبدیل و ایرانیان با تلخ ترین خبر، یازدهمین روز ضیافتشان را آغاز کردند.